تعداد دوره‌ها 16
تعداد شماره‌ها 60
تعداد مقالات 499
تعداد نویسندگان 854
تعداد مشاهده مقاله 1,085,466
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 392,050
نسبت مشاهده بر مقاله 2175.28
نسبت دریافت فایل بر مقاله 785.67
 
تعداد مقالات ارسال شده 1,713
درصد پذیرش 19
زمان پذیرش (روز) 125

نشریه علمی پژوهش های روان شناسی اجتماعی، فصلنامه ای با دسترسی باز (به متن مقالات ) است که توسط انجمن روانشناسی اجتماعی ایران منتشر می شود. این نشریه از سیاست داوری تخصصی دوسو ناشناس در بررسی مقالات استفاده کرده و آخرین یافته های مقالات پژوهشی در حوزه روانشناسی اجتماعی را منتشر می نماید. پژوهش های روان شناسی اجتماعی در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر COPE پیروی می‌کند. پیرو آیین‌نامه نشریات علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و به‌ منظور پاسداری از حقوق و مالکیت فکری و معنوی پژوهشگران و پیشگیری از چاپ نوشتارهای تکراری، از نظر نشریه پژوهشهای روانشناسی اجتماعی ارسال گزارش همانند یابی توسط نویسنده(گان) الزامی است، تا از اصالت آنها اطمینان حاصل شود و پس از آن مقالات توسط داوران مجرب مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. لذا ارسال گزارش مشابهت یابی توسط نویسندگان الزامی است. 

نشریه علمی پژوهش های روان شناسی اجتماعی که توسط انجمن روان شناسی اجتماعی ایران از سال 1390 منتشر می شود ،  طبق نامه شماره 9716/11/3/90 مورخ 1390/1/29 از کمسیون نشریات علمی کشور  و مجوز شماره 79368  در تاریخ 18/ 2/ 1396 از معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام به پذیرش و چاپ مقالات علمی در حوزه روان شناسی اجتماعی (محورهای موضوعی نشریه در اهداف و چشم انداز های نشریه ذکر شده ) می نماید .لازم است نویسندگان قبل از بارگذاری فایل  مقاله راهنمای نویسندگان را به دقت مطالعه نمایند.


در زمان ارسال مقاله به نشریه ارسال فرم های تعهدنامه و تعارض منافع الزامی می باشد. بارگذاری این فرم ها علاوه بر ضمانت ترتیب نویسندگان و مشخص کردن نویسنده مسئول به معنای رعایت اصول اخلاق علمی و ضمانت داده ها می باشد.لازم است مشخصات علمی و سازمانی همه نویسندگان در سامانه به درستی و همان طور که انتظار دارند منتشر شود به طور کامل قید شود. (دانلود فرم های نشریه)


ویژگی های اصلی نشریه

تناوب انتشار: فصلنامه

سال آغاز انتشار: 1390

زبان: فارسی (چکیده انگلیسی)

متوسط زمان داوری مقاله : دو تا سه ماه

نوع داوری: داوری تخصصی دو سو ناشناس و حداقل 2 داور

مقابله با سرقت ادبی: همیاب

دسترسی به مقالات: دسترسی آزاد

ایمیل مجله: sardabir.social@gmail.com


           

روانشناسی اجتماعی

ساخت و روایی سنجی مقیاس جایگاه طلبی اجتماعی و ارتباط آن با تشخص طلبی اجتماعی

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/spr.2026.533926.2158

مراد عبدی ورمزان، هیمن محمودفخه، مونا صفاری نیا

چکیده مقدمه: جایگاه‌طلبی به‌عنوان یک انگیزه، راه‌انداز بسیاری از رفتارهای انسان است. هدف پژوهش حاضر ساخت و روایی‌سنجی یک مقیاس برای سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی و تعیین ارتباط آن با تشخص‌طلبی اجتماعی بود. روش: این پژوهش به شیوه آمیخته و در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول جامعه مورد مطالعه شامل تمام مقالات چاپ شده در حوزه جایگاه­طلبی اجتماعی بود که در خلال سال­های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ چاپ شده بودند. نمونه مورد مطالعه شامل 95 مقاله بود که به شیوه­ نظام­مند مرور شدند و ۱۳۰ گویه از آن­ها استخراج شد. پس از روایی‌سنجی توسط خبرگان و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا، ۷۲ گویه باقی ماند. در مرحله دوم، گویه‌های تأییدشده در قالب یک مقیاس الکترونیک (گوگل‌فرم) تدوین و برای ۱۵۱ نفر از ایرانیان کاربر فضای مجازی (۱۶ تا ۷۰ سال) اجرا شد. داده‌ها با تحلیل عامل اکتشافی تحلیل و به ۲۹ گویه کاهش یافت. در مرحله سوم، گویه‌های باقی‌مانده مجدداً منتشر و ۴۴۵۷ پاسخ معتبر دریافت شد که با تحلیل عامل تأییدی بررسی گردید. یافته‌ها: مقیاس نهایی شامل ۲۲ گویه در قالب ۳ عامل بود که ۵۹ درصد از واریانس سازه جایگاه‌طلبی اجتماعی را تبیین می‌کند. نتیجه‌گیری: مقیاس جایگاه‌طلبی اجتماعی ابزاری معتبر برای سنجش انگیزه به‌دست‌آوردن جایگاه اجتماعی است. سنجش رابطه آن با تشخص‌طلبی اجتماعی نشان‌دهنده روایی ملاکی مقیاس بود.

روانشناسی اجتماعی

از «من» تا «ما»: مدلی ساختاری از کار گروهی، همدلی و خودکنترلی در ارتقای شکوفایی زوجین

صفحه 17-38

https://doi.org/10.22034/spr.2026.521321.2127

مجید صدوقی، احمد مذهب دار

چکیده م مقدمه: بررسی عوامل مؤثر بر شکوفایی در بستر زندگی مشترک، اهمیت ویژه‌ای در کاهش مشکلات خانوادگی، افزایش سطح بهزیستی و عملکرد مثبت زوجین دارد. پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه میان مهارت‌های کارگروهی، همدلی و خودکنترلی با شکوفایی زوجین با توجه به نقش واسطه‌ای ما بودن انجام گرفت. روش: جامعۀ آماری پژوهش، شامل مردان و زنان متأهل 25 تا 50 سال شهر کاشان در سال 1403 بود که تعداد 356 نفر با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس‌های شکوفایی باتلر و کرن (2016)، همدلی تورنتو (2009)، کار گروهی رامرو (2022)، خودکنترلی تانجنی (2004) و ما بودن تاپکیویوزر (2021) پاسخ دادند. دادهها با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار Amos-24 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و همدلی (001/0p، 280/0=ß)، خودکنترلی (001/0p، 140/0=ß) و کار گروهی (001/0p، 269/0=ß) به‌طور مستقیم، شکوفایی را پیش‌بینی می‌کنند. به‌علاوه، اثر میانجی‌گر ما بودن در رابطه همدلی با شکوفایی (01/0p، 128/0=ß) و همچنین، کارگروهی با شکوفایی (01/0p، 131/0=ß) معنی­دار بود، اما اثر غیرمستقیم خودکنترلی بر شکوفایی از طریق میانجی ما بودن معنی­دار نبود. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش، مشاوران و زوج‌درمان گران می‌توانند با تقویت مهارت‌های کارگروهی و همدلی، احساس ما بودن و هویت مشترک زوجین را ارتقا داده و از این طریق به شکوفایی هرچه بیشتر آن‌ها کمک نمایند.

روانشناسی اجتماعی

مقایسه ترس های ناشی از عدم دسترسی به تلفن هوشمند در دانش آموزان دوره ابتدایی شهر شیراز

صفحه 39-56

https://doi.org/10.22034/spr.2026.522338.2131

مهدی محمدی، سیده حانیه حسینی

چکیده مقدمه: استفاده از تلفن همراه در حوزه آموزش، به ویژه در مقطع ابتدایی، میتواند به عنوان یک ابزار یادگیری مؤثر عمل کند، با این حال، چالش‌هایی مانند دسترسی نابرابر به فناوری و نیاز به نظارت بر استفاده صحیح از آن‌ها نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. استفاده از تلفن همراه در بین دانش‌آموزان ابتدایی با وجود مزایای آموزشی، چالش‌ها و آسیب‌های متعددی به همراه دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه ترس‌های ناشی از عدم دسترسی به تلفن هوشمند در دانش‌آموزان دوره ابتدایی شهر شیراز انجام شد. روش: این پژوهش با طرح کمی و روش توصیفی پیمایشی از نوع مقایسه ای انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دوره دوم ابتدایی شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه‌گیری به روش تصادفی طبقه‌ای 115 دانش‌آموز پسر و 67 دانش‌آموز دختر انتخاب شدند. برای سنجش نوموفوبیا از مقیاس یلدریم و کوریا (2015) با چهار بعد ترس از دست دادن پیوندها، اطلاعات، ارتباط با دیگران و از دست دادن آرامش و راحتی استفاده شد. روایی محتوایی و پایایی ابزار با استفاده از ضریب همبستگی و آلفای کرونباخ تأیید شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی تک‌نمونه‌ای، تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: یافته‌ها نشان داد که در دانش آموزان پسر، ترس از دست دادن پیوندها و اطلاعات بالاتر از میانگین معیار و ترس از دست دادن ارتباط با دیگران و از دست دادن آرامش و راحتی در حد معیار بود و در دانش آموزان دختر، ترس از دست دادن ارتباط با دیگران، پیوند با دیگران و آرامش و راحتی بالاتر از حد معیار و ترس از دست دادن اطلاعات در حد معیار بود. دانش‌آموزان دختر به‌طور معنی داری در هر 4 بعد ترس از عدم دسترسی به تلفن همراه بالاتر از پسران بودند. ترس از دست دادن ارتباط با دیگران به عنوان ترس غالب در دانش آموزان دختر و پسرشناسایی شد. نتیجه گیری: با توجه به نقش پررنگ تلفن‌های هوشمند در زندگی دانش‌آموزان، مداخلات آموزشی، روان‌شناختی و خانواده محور می‌توانند به کاهش اضطراب ناشی از نوموفوبیا کمک کنند. تمرکز ویژه بر نیازهای جنسیتی و فعالیت‌های جایگزین کلید موفقی برای کارایی برنامه هستند.

روانشناسی اجتماعی

بررسی رابطه تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی گری عشق به یادگیری دانش‌آموزان

صفحه 57-70

https://doi.org/10.22034/spr.2026.523279.2134

خدیجه سعیدپور، بهمن کرد

چکیده مقدمه: تعلق به مدرسه به عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی در تجربه تحصیلی دانش‌آموزان، نقش تعیین­کنندهای در شکل‌گیری احساس امنیت و ارتباط مثبت با محیط آموزشی دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه بین تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی عشق به یادگیری در دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر بانه انجام شد. روش: روش تحقیق این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش­شناسی، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان بانه در سال تحصیلی 03-1402 بود. برای محاسبه حجم نمونه آماری، فرمول کوکران و مقدار آن 364 نفر برآورد شد و سپس به روش نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، پرسشنامه‌ها توزیع شد. به منظور جمع­آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های تعلق به مدرسه بروان و ایوانز (2002)، بهزیستی تحصیلی تومینین سوینی (2012) و عشق به یادگیری مک فارلن (2003) استفاده شد. تحلیل داده‌ها با روش همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS29 و AMOS26 انجام شد و سطح معناداری 05/0 برای آزمون‌ها در نظر گرفته شد. یافته­ ها: نتایج نشان داد، بین تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0>p) و عشق به یادگیری رابطه مستقیم و معناداری با تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی دارد و افزون بر این، تعلق به مدرسه با میانجی عشق به یادگیری دارای اثر غیرمستقیم و معناداری بر بهزیستی تحصیلی بود (05/0>p). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، برخورداری از احساس تعلق به مدرسه و عشق به یادگیری تاثیر قابل ملاحظه­ای بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دارد و بهبود روش‌های آموزشی و تقویت برنامه‌های حمایتی مثبت در محیط مدرسه می­تواند منجر به ارتقای اشتیاق به یادگیری و سلامت روانی شود.

روانشناسی اجتماعی

تعیین رابطه میان بدرفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانه‌های اضطراب اجتماعی با نقش میانجی ذهنی سازی در دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه

صفحه 71-90

https://doi.org/10.22034/spr.2026.523821.2136

خدیجه زبیدی زاد، کامران یزدانبخش، خدامراد مومنی

چکیده م مقدمه: اضطراب اجتماعی یکی از مشکلات روان‌شناختی رایج در کودکان و نوجوانان است که بر سلامت روان و پیشرفت تحصیلی آن‌ها تأثیر می‌گذارد. این پژوهش با هدف تعیین رابطه میان بدرفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانه‌های اضطراب اجتماعی با نقش میانجی ذهنی سازی در دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند. بر اساس برآوردهای جمعیتی و آمارهای موجود، حجم این جامعه در سال تحصیلی مذکور بالغ بر 25,۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شد. که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 292 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه‌های استاندارد اضطراب اجتماعی نوجوانان (لاگرکا و لوپز، 1998)، بدرفتاری دوران کودکی (برنستاین، 2003)، حمایت اجتماعی ادراک‌شده (ریمن و همکاران، 1988) و ذهنی‌سازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2017) بود. در این پژوهش رابطه بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل پژوهش با تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS 28 و AMOS 24 انجام شد. یافتهها: یافته‌ها نشان داد حمایت اجتماعی ادراک‌شده تأثیر مستقیم و غیرمستقیم (با میانجی‌گری ذهنی‌سازی) بر اضطراب اجتماعی دارد (01/0>p). بدرفتاری دوران کودکی تنها به‌صورت مستقیم بر اضطراب اجتماعی تأثیرگذار بود (01/0>p). شاخص‌های برازش مدل تأییدکننده برازش مناسب بودند و متغیرهای مدل توانستند 62 درصد از واریانس اضطراب اجتماعی را تبیین کنند. نتیجهگیری: نتایج نشان داد مسیرهای روان‌شناختی میان تجارب اولیه و پیامدهای هیجانی پیچیده و چندبعدی هستند. نقش ذهنی‌سازی به‌عنوان میانجی می‌تواند در شناسایی زودهنگام اضطراب اجتماعی و مداخله مؤثر برای پیشگیری از اثرات سوء آن بر سلامت روان نوجوانان مفید باشد.

روانشناسی اجتماعی

مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش‌بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار

صفحه 91-108

https://doi.org/10.22034/spr.2026.525963.2140

امید روح افزا، سید مجتبی عقیلی

چکیده مقدمه: ورود موفق به بازار کار یکی از مراحل حیاتی توسعه حرفه‌ای دانشجویان است و مداخله‌های آموزشی هدفمند می‌توانند آمادگی و خوش‌بینی شغلی آن‌ها را تقویت کنند. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش‌بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار بود. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون و گروه گواه بود. جامعه‌ آماری، تمامی دانشجویان مجرد سال آخر مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد گرگان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند که با روش نمونه‌گیری در دسترس تعداد ۴۵ نفر انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش نخست آموزش شکوفایی و گروه آزمایش دوم آموزش تحلیل رفتار متقابل را در ده جلسه شصت دقیقه‌ای دریافت کردند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ خوش‌بینی مسیر شغلی روتینگهاوس و همکاران (۲۰۰۵) و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار صادقی و همکاران (۱۳۹۶) بود. داده‌ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و استفاده از نرم‌افزار SPSS-26تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش شکوفایی و تحلیل رفتار متقابل بر افزایش خوش‌بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار اثربخش هستند (05/0>p). بین گروه‌های آموزشی از لحاظ اثربخشی تفاوت معناداری وجود داشت؛ به نحوی که آموزش شکوفایی در افزایش خوش‌بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار مؤثرتر بود. نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن است که آموزش شکوفایی با تقویت احساس شایستگی، خودمدیریتی و خودآگاهی، ادراک مثبت از صلاحیت‌ها و ایجاد خوش‌بینی، مسیر رسیدن به موفقیت و توفیق در گذار دانشگاه به کار را بهبود می‌بخشد. بنابراین بهره‌گیری از این رویکردهای آموزشی برای آماده‌سازی دانشجویان توصیه می‌شود.

روانشناسی اجتماعی

بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی با نقش میانجی­گری قلدری سازمانی و پنهان­سازی دانش و تعدیل­گری درگیری شغلی در صنعت بیمه

صفحه 109-128

https://doi.org/10.22034/spr.2026.527278.2146

عباسعلی رستگار، عظیم زارعی، حامد دیانی، الهام سادات کیا

چکیده مقدمه: قلدری در محل کار یک مشکل جدی در بین کارکنان است که منجر به رفتارهای منفی در محل کار می‌شود. بنابراین، این مطالعه به منظور بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی با نقش میانجی­گری قلدری سازمانی و پنهان­سازی دانش و تعدیل­گری درگیری شغلی در صنعت بیمه انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جزء تحقیقات توصیفی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری است که در یک مقطع زمانی شش ماهه اول در نیمه نخست سال 1404 انجام گرفته است. جامعۀ آماری شامل کلیۀ کارکنان بیمه البرز در سال 1404 می­باشد. از آنجایی که تعداد کلیۀ کارکنان متعلق به این شرکت 1585 نفر است، در نتیجه بر اساس جدول کرجسی-­ مورگان حجم نمونۀ لازم به تعداد 310 نفر به دست آمد. روش نمونه­گیری این پژوهش تصادفی طبقه­ای است. ابزار گردآوری داده‌ها شامل مقیاس قلدری سازمانی فریره و پینتو (2022)، مقیاس رهبری اخلاقی فریره و پینتو (2022)، مقیاس درگیری شغلی سالانووا و شافلی (2006)، مقیاس پنهان­سازی دانش عبدالله، دچون، علی و عثمان (2019) و مقیاس عملکرد شغلی بوکنو، ظفر و راجا (2015) بود. پایایی ابزارها با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید و روایی آن‌ها با تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. داده­های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS26 و PLS3 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته­ ها: نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی تاثیر معناداری (ضریب مسیر: 620/0 و سطح معنی­داری: 838/1) ندارد، اما بر قلدری سازمانی (ضریب مسیر: 272/0- و سطح معناداری: 913/5) و پنهان­سازی دانش تاثیر منفی و معناداری (ضریب مسیر: 789/0- و سطح معناداری: 343/4) دارد. افزون بر این، قلدری سازمانی بر پنهان­سازی دانش (ضریب مسیر: 343/0 و سطح معناداری: 385/7) و عملکرد شغلی (ضریب مسیر: 221/0- و سطح معناداری: 563/3) به ترتیب تاثیر مثبت و منفی معناداری دارد. درگیری شغلی نیز رابطه بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را تعدیل می­کند. علاوه بر این، قلدری سازمانی نیز رابطۀ بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را میانجی­گری می­کند. در نهایت، نتایج تحقیق نشان داد که پنهان­سازی دانش رابطۀ بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را میانجی­گری می­کند. نتیجه­ گیری: این مطالعه برای کارکنانی که از مورد زورگویی قرار گرفتن ناراحت هستند، خطر قابل توجهی را مشخص می‌کند که ممکن است توانایی آن‌ها را برای مقابله با چنین رفتارهایی تضعیف کند؛ به این معنی که آن‌ها دیگر به عملکرد اخلاقی سازمان خود اهمیت نمی‌دهند.

روانشناسی اجتماعی

نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبک­های دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل

صفحه 129-150

https://doi.org/10.22034/spr.2026.526783.2145

طناز فرخ زاد، فریده دوکانه ای فرد، جواد خلعتبری

چکیده مقدمه:با افزایش حضور زنان در بازار کار، همزمانی ایفای نقش‌های شغلی و خانوادگی می‌تواند زمینه‌ساز بروز تعارضات بین‌فردی و مشکلات زناشویی شود. در این میان، دلزدگی زناشویی به‌عنوان یکی از پیامدهای مهم تعارض کار-خانواده و سبک‌های دلبستگی ناایمن، می‌تواند کیفیت زندگی زنان شاغل را تحت تأثیر قرار دهد. با وجود پژوهش‌های انجام‌شده درباره روابط دوتایی این متغیرها، نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در تبیین این روابط کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبک‌های دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل انجام شد. روش:پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل زنان شاغل متأهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران در سال 1401-1402 بود که از میان آنان 250 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت داده‌های 225 نفر تحلیل شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارض کار-خانواده نت‌مایر و همکاران (1996)، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990)، مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان نلسون و کارول (2006) بود. داده‌ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم‌افزارهای SPSS26 و Amos23 تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد سبک دلبستگی ایمن دارای اثر منفی و مستقیم بر دلزدگی زناشویی بود (β = -0.152، p < 0.05) . همچنین، سبک دلبستگی ناایمن دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان (β = -0.128، p < 0.05)و دلزدگی زناشویی (β = -0.189، p < 0.01) بود.علاوه بر این، تعارض کارخانواده دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان ( β = -0.184، p < 0.01 ) و دلزدگی زناشویی(β = -0.173، p < 0.01 )بود . همچنین، پرخاشگری ارتباطی پنهان دارای اثر مثبت و مستقیم بر دلزدگی زناشویی بود(β = -0.173، p < 0.01 ) .نتایج بوت‌استرپ نیز نشان داد اثرات غیرمستقیم سبک‌های دلبستگی و تعارض کارخانواده از طریق پرخاشگری ارتباطی پنهان بر دلزدگی زناشویی معنادار است(p < 0.05 ). نتیجه‌گیری:یافته‌های این پژوهش نشان داد که زنان شاغل در مواجهه با تعارض میان نقش‌های شغلی و خانوادگی، در صورت برخورداری از سبک‌های دلبستگی ناایمن و استفاده از الگوهای ارتباطی پرخاشگرانه و غیرمستقیم، بیشتر در معرض فرسودگی هیجانی و دلزدگی در روابط زناشویی قرار می‌گیرند. بنابراین، آموزش مهارت‌های ارتباطی، تنظیم هیجان و مدیریت تعارض می‌تواند در کاهش دلزدگی زناشویی زنان شاغل و بهبود کیفیت روابط زوجی مؤثر باشد.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی ایماگوتراپی (تصویرسازی ارتباطی) بر خودخاموشی و باج‌گیری عاطفی در زنان دارای تعارضات زناشویی

صفحه 151-170

https://doi.org/10.22034/spr.2026.526600.2144

جواد اردشیرپی، علیرضا بخشایش، مرضیه گشانی، فاطمه پورجعفر

چکیده مقدمه: وجود تعارضات زناشویی از جمله عوامل مهم در سست شدن بنیان خانواده است و زنان از تعارضات زناشویی آسیب بیشتری می‌بینند. به نظر می‌رسد خودخاموشی و باج‌گیری عاطفی از عوامل موثر بر تعارضات زناشویی هستند. لذا هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی ایماگوتراپی (تصویرسازی ارتباطی) بر خودخاموشی و باج‌گیری عاطفی در زنان دارای تعارضات زناشویی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر یزد در سال 1403 بود که از بین آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ارزیابی‌ها با پرسشنامه‌های تعارضات زناشویی (ثنایی و براتی، 1379)، خودخاموشی (جک، 1991) و باج‌گیری عاطفی (کارنانی، 2018) انجام شد. گروه آزمایش مداخله ایماگوتراپی را در طی 8 جلسه دریافت و گروه گواه هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS-26 و به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد، مداخله ایماگوتراپی در کاهش خودخاموشی و باج‌گیری عاطفی زنان دارای تعارضات زناشویی موثر بوده است و بیشترین اثر این مداخله بر متغییر خودخاموشی بود (01/0P<). نتیجه‌گیری: بر اساس این یافته‌ها می‌توان از مداخله ایماگوتراپی جهت کاهش الگوهای عاطفی مخرب بین زوجین خصوصا خودخاموشی و باج‌گیری عاطفی استفاده نمود.

روانشناسی اجتماعی

تبیین نقش سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در رفتارهای شهروندی تحصیلی: بررسی نقش واسطه‌ای منش‌های اخلاقی

صفحه 171-192

https://doi.org/10.22034/spr.2026.532222.2153

علیرضا شریفی اردانی، سیدمحمدعلی میرجلیلی، طیبه غلام‌زاده بافقی، طیبه جمالی، ام البنین شیبانی

چکیده مقدمه: در سال‌های اخیر، رفتارهای شهروندی تحصیلی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اساسی در ارتقای کیفیت یادگیری، بهبود تعاملات دانشگاهی و تقویت مسئولیت‌پذیری دانشجویان موردتوجه فزاینده پژوهشگران قرارگرفته است. این رفتارها از عوامل گوناگون فردی و خانوادگی تأثیر می‌پذیرند؛ ازاین‌رو، هدف پژوهش حاضر تبیین علّی رفتارهای شهروندی تحصیلی بر اساس سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با درنظرگرفتن نقش واسطه‌ای منش‌های اخلاقی در میان دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳۱۴۰۲ بود. نمونه‌ای به حجم ۳۶۰ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شد که از این میان ۳۵۲ نفر در تحلیل نهایی شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های رفتار شهروندی تحصیلی (گل پرور، 1389)؛ سرمایه اجتماعی خانواده (اکبری، 1392)؛ سرمایه‌های فرهنگی (شربتیان و اسکندری، 1396) و منش‌های اخلاقی (خرمایی و قائمی، ۱۳۹۷) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS-26 و Smart PLS-3 تحلیل شدند. یافته­ ها: نتایج نشان داد سرمایه اجتماعی تأثیر مستقیمی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی دارد (19/0β =)، درحالی‌که سرمایه فرهنگی (04/0- (β = و سرمایه اقتصادی (06/0β =) فاقد تأثیر مستقیم معنادار بودند. هر سه نوع سرمایه به‌طور معناداری منش اخلاقی را پیش‌بینی کردند (سرمایه اجتماعی؛ 13/0β =، سرمایه اقتصادی؛ 23/0β =، سرمایه فرهنگی؛ 20/0β =). همچنین منش اخلاقی تأثیر قابل‌توجهی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی داشت (42/0β =). در مسیرهای غیرمستقیم، سرمایه فرهنگی (10/0β =) و سرمایه اقتصادی (08/0β =) از طریق منش اخلاقی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی اثرگذار بودند، اما اثر غیرمستقیم سرمایه اجتماعی معنادار نبود (05/0β =). نتیجه­ گیری: این نتایج نقش مستقیم سرمایه اجتماعی را در تقویت رفتارهای شهروندی تحصیلی برجسته کرده و بر اهمیت منش اخلاقی به‌عنوان سازوکار واسطه‌ای در انتقال اثر سرمایه‌های فرهنگی و اقتصادی تأکید دارد

روانشناسی اجتماعی

ارزیابی مدل ایده‌پردازی خودکشی براساس باورهای هیجانی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی: اثرات میانجی‌گری سریالی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی به‌عنوان یک آسیب اجتماعی

صفحه 193-214

https://doi.org/10.22034/spr.2026.532568.2154

نرجس عامری، محمود نجفی

چکیده مقدمه: تجربه تروما در کودکی اثرات جبران‌ناپذیری بر ذهن فرد در بزرگسالی می‌گذارد و با افکار خودکشی مرتبط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی در رابطه بین باورهای هیجانی با ایده‌پردازی خودکشی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر سریالی) بود. جامعه آماری را کلیه بزرگسالان شهر سمنان که سابقه ناملایمات در دوران کودکی دارند، تشکیل دادند که از این میان 320 نفر به شیوه نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه­های آسیب‏های دوران کودکی برمنر و همکاران (2007)، ایده‌پردازی خودکشی بک و همکاران (1988)، باورها درباره هیجانات مانسر و همکاران (2012)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و سندرم بحران خودکشی بلچ‌الوکی و همکاران (2021) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که باورهای هیجانی بر ایده‌پردازی خودکشی اثرمستقیم و معناداری دارد و باورهای هیجانی با ایده‌پردازی خودکشی از طریق تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی مرتبط است (05/0P<). نتیجه‌گیری: طبق نتایج به دست آمده، باورهای منفی درباره هیجانات با سرکوبی هیجانی بالاتر و توانایی ارزیابی مجدد پایین‌تر همراه بود که با سندرم بحران خودکشی بیشتر مرتبط بود که در نهایت با خطر خودکشی بالاتر همراه بود. با شناخت و کسب بینش درخصوص چرخه شکل‌گیری افکار خودکشی به‌ویژه نسبت به عوامل میانجی می­توان، مقدماتی برای طراحی برنامه­های آموزشی، پیشیگیرانه و درمانی در عدم گرایش به خودکشی، طراحی و اجرا کرد و از شیوع افکار خودکشی کاست.

روانشناسی اجتماعی

الگوی تعاملی فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی در نوجوانان: بررسی اثرات واسطه‌ای خود ادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی

صفحه 215-240

https://doi.org/10.22034/spr.2026.543456.2176

محمدجواد بگیان کوله مرز، اعظم یاور، یاسمن مشکین

چکیده مقدمه: این مطالعه باهدف الگوی تعامل فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی با احتمال خودکشی در نوجوانان باتوجه‌به اثرات واسطه‌ای خود ادراکی مثبت و احساس به دام افتادگی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است که با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیۀ نوجوانان 13 تا 19 ساله شهرستان نورآباد (دلفان) در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 623 نفر از نوجوانان شهرستان نورآباد (دلفان) بود که به روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسش‌نامه‌های فشار روان‌شناختی (زانگ و همکاران، 2014)، پرسش‌نامه احتمال خودکشی کال و گیل (1982)، پرسش‌نامه به دام افتادگی (گیلبرت و آلن، 1998)، مقیاس تجارب اولیه و منفی زندگی (گیلبرت و همکاران، 2003) و خرده مقیاس خود ادراکی مثبت از پرسش‌نامه چندبعدی خودکشی (MSI-28، عثمان و همکاران، 2010) استفاده شد. داده­های جمع­آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرم­افزار SPSS.27 و مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم­افزار AMOS.26 تحلیل شدند. یافته­ ها: یافته‌ها نشان دادند که متغیرهای برون‌زاد فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی، به همراه متغیرهای میانجی یعنی خود ادراکی مثبت و احساس به‌دام‌افتادگی، سهم قابل‌توجهی در افزایش احتمال خودکشی دارند؛ به‌گونه‌ای که این عوامل در مجموع ۵۶ درصد از واریانس احتمال خودکشی را تبیین می‌کنند. همچنین فشار روان‌شناختی و تجارب اولیه و منفی زندگی به‌تنهایی ۲۹ درصد از واریانس خود ادراکی مثبت و ۵۰ درصد از واریانس احساس به‌دام‌افتادگی را تبیین می­کنند. نتیجه­ گیری: باتوجه‌به این نتایج می­توان گفت که پرورش خود ادراکی مثبت در مدارس و آموزش آن با خانواده­ها به‌خصوص در مراحل حساس رشدی برای پیشگیری از خودکشی مهم است، زیرا این عامل در کاهش خودکشی نقش دارد.

روانشناسی اجتماعی

بررسی رابطه اضطراب اجتماعی وانزوای اجتماعی با قربانی قلدری: نقش تنظیم هیجان به‌عنوان متغیر میانجی

صفحه 241-266

https://doi.org/10.22034/spr.2026.535817.2165

محمد علی محمدی فر، فاطمه خداپناه

چکیده مقدمه: قربانی قلدری به‌عنوان یکی از پدیده‌های شایع در محیط‌های آموزشی و اجتماعی، تهدیدی جدی برای سلامت روان، عزت‌نفس و کیفیت زندگی افراد به‌ویژه در دوران کودکی و نوجوانی محسوب می‌شود. تجربه مکرر قلدری می‌تواند منجر به مشکلاتی چون اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی و کناره‌گیری اجتماعی گردد و حتی پیامدهای بلندمدتی بر رشد هیجانی و روابط اجتماعی افراد برجای گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی با قربانی قلدری، با در نظر گرفتن نقش میانجی تنظیم هیجان در میان دانش‌آموزان انجام شده است. روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر اسلامشهر در سال تحصیلی ۱۴۰4۱۴۰3 بود که از میان آن‌ها 368 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه‌های قربانی قلدری کالیفرنیا ( فلیکس و همکاران،2011)، اضطراب اجتماعی (جرابک، ۱۹۹۶)، انزوای اجتماعی (چلپی و امیرکافی، ۱۳۸۳) و تنظیم هیجانی گروس و جان (2003) بود. بررسی و ارزیابی الگوی پیشنهاد شده با روش معادلات ساختاری و نرم‌افزار SPSS26 و AMOS24 انجام گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد بین اضطراب اجتماعی (01/0<P، 30/0β =)، انزوای اجتماعی (05/0<P، 25/0 β =)، تنظیم هیجان (001/0<P، 50/0β =) با قربانی قلدری و بین اضطراب اجتماعی (001/0<P، 45/0-β =) و انزوای اجتماعی (001/0<P، 40/0-β =) با تنظیم هیجان رابطه­ی معنادار وجود دارد. نتایج نشان داد که تنظیم هیجان رابطه بین اضطراب اجتماعی (001/0<P، 22/0-β =) وانزوای اجتماعی (001/0<P، 20/0-β =) با قربانی قلدری را میانجی­گری می‌کند. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی می‌توانند خطر قربانی‌شدن در قلدری را افزایش دهند، اما تنظیم هیجان به‌عنوان یک متغیر میانجی مؤثر می‌تواند نقش محافظتی ایفا کرده و این ارتباط را تعدیل نماید. بر این اساس، تقویت مهارت‌های تنظیم هیجان در دانش‌آموزان می‌تواند به کاهش آسیب‌های ناشی از قلدری در مدارس کمک کند.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آموزش گروهی ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند در دانش آموزان متوسطه اول

صفحه 267-282

https://doi.org/10.22034/spr.2026.536007.2167

جعفر شعبانی، سیده زهرا حسینی، مهدیه سرحدی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی مبتنی بر شناخت‌درمانی بر روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند در دانش آموزان متوسطه اول انجام گردید. مواد و روش ها: جامعه آماری پژوهش حاضر، داش آموزان دختر متوسطه اول شهرستان گرگان در سال تحصیلی 1403-1402 بوده بود. روش پژوهش، نیمه­آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور نخست، تعداد 40 نفر به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی دردوگروه آزمایش و یک گروه کنترل(هرکدام 20 نفر) قرار گرفتند. جهت سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های روابط بین فردی چیا و فائو (2011)، و باورهای فراشناختی مربوط به استفاده از تلفن هوشمند کاسل و همکاران (2020)، استفاده شد. یافته ها: داده‌ها با روش آزمون ­ تحلیل کوواریانس چند و تک متغیری، تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد آموزش مهارت‌های ذهن‌آگاهی بر روابط بین فردی و باورهای مرتبط با استفاده از تلفن هوشمند دردانش‌آموزان متوسطه اول اثرگذار بوده است. نتیجه گیری: درتوصیف یافته های این تحقیق می توان گفت،آموزش های ذهن‌آگاهی مبتنی بر شناخت‌درمانی یکی از رویکردهای موثردرزمینه بهبودغنی سازی کیفیت زندگی افراد است که دارای ساختار مطلوبی جهت کار روی مسائل مختلف مراجعان از جمله روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند دردانش آموزان متوسطه اول است.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی بر پرطاقتی روانی، همدلی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دختر دارای رفتارهای ضداجتماعی

صفحه 283-300

https://doi.org/10.22034/spr.2026.535112.2163

سمیرا سیاه منصور، محمد عباسی، عزت اله قدم پور

چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش شایستگی‌های اجتماعی_هیجانی بر پرطاقتی روانی، همدلی و احساس تعلق به مدرسه در دانش‌آموزان دختر دارای رفتارهای ضداجتماعی بود. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون_ پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم دارای رفتارهای ضداجتماعی در شهر خرم‌آباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه‌ای ۳۰ نفری به شیوه نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای تحت آموزش شایستگی‌های اجتماعی_هیجانی قرار گرفت. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه رفتار ضد اجتماعی برت و دونلان (2009)، پرسشنامه همدلی- کودکان و نوجوانان ریف (2010)، نسخه کوتاه پرسشنامه پرطاقتی روانی پاپاگئورگیو و همکاران (2019) و پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه براون و ایوانز (2002) بود. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی موجب افزایش معنادار پرطاقتی روانی )001/0(P<، همدلی )001/0(P<، و تعلق به مدرسه (001/0(P< در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل گردید. نتیجه­ گیری: یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که آموزش شایستگی اجتماعی-هیجانی می‌تواند به عنوان رویکردی مؤثر در بهبود سلامت روان و کاهش رفتارهای ضداجتماعی دانش‌آموزان دختر مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس نتایج به دست آمده، پیشنهاد می‌شود این آموزش در برنامه‌های پیشگیرانه و مداخلاتی مدارس گنجانده شود.

پیش‏ بینی سلامت روان بر اساس اضطراب و همبستگی اجتماعی ناشی از بیماری کرونا

دوره 9، شماره 36، زمستان 1398، صفحه 129-141

سوسن علیزاده فرد، مجید صفاری نیا

چکیده هدف: همه‏گیری بیماری‏ کرونا و اجرای قرنطینه، اثرات مختلفی بر جنبه‏های روانی و اجتماعی افراد جامعه گذاشته است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه ارتباط اضطراب و همبستگی ناشی از بیماری کرونا با سلامت روان در جامعه شهر تهران است.
روش: به این‏منظور نمونه‏ای شامل 618 زن و مرد بزرگسال توسط پرسشنامه GHQ-12، مقیاس اضطراب بیماری کرونا (علیپور، 1398)، و همبستگی اجتماعی (بر اساس پرسشنامه بهزیستی اجتماعی کیز و شاپیرو، 2004) به‏صورت اینترنتی و از طریق شبکه‏های مجازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل داده‏ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد.
یافته‏ها: نتایج حاصل نشان داد که اضطراب بیماری کرونا (بصورت منفی) و همبستگی اجتماعی ناشی از بیماری کرونا (بصورت مثبت) با سلامت روان همبستگی دارد. همچنین مشخص شد که اضطراب و همبستگی اجتماعی ناشی از بیماری کرونا، به ترتیب 47 و 26 درصد از تغییرات سلامت روان را پیش‏بینی می‏کنند.
نتیجه‏گیری: این نتایج نشان‏دهندة بروز اثرات مثبت و منفی روانی و اجتماعی در زمان قرنطینه بوده و دارای تلویحات کاربردی در تدوین مداخلات بحران در زمان همه‏گیری بیماری کرونا است.

پیش بینی صمیمیت زناشویی زنان بر اساس ذهن آگاهی، الگوهای حل تعارض، حمایت اجتماعی ادراک شده و بهزیستی اجتماعی

دوره 10، شماره 39، پاییز 1399، صفحه 102-83

https://doi.org/10.22034/spr.2020.228592.1463

عبدالباسط محمودپور، ثنا دهقانپور، ناصر یوسفی، سحر ایجادی

چکیده مقدمه: صمیمت رابطه‌ای است که در آن مراقبت، اعتماد متقابل و پذیرش وجود دارد. با توجه به اهمیت وجود صمیمیت در رابطه زناشویی هدف پژوهش حاضر پیش‌بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ذهن‌آگاهی، الگوهای حل تعارض، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و بهزیستی اجتماعی بود.
روش: روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. به این منظور از میان جامعه زنان شهر تهران 264 نفر با استفاده از نمونه‌گیری دردسترس از سرای محله‌های 2،1و 3 تهران انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به مقیاس صمیمت زناشویی (تامپسون و واکر، 1983)، پزسشنامه سبک‌های حل تعارض (رحیم، 1983)، فرم کوتاه پرسشنامه ذهن‌آگاهی فرایبورگ (والاچ و همکاران، 2006)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک‌شده (زیمت، 1988) و مقیاس بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از رگرسیون استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که متغیرهای الگوهای حل تعارض، ذهن‌آگاهی، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و بهزیستی اجتماعی با صمیمیت زناشویی رابطه معنادار دارند. این متغیرها در مجموع قادر به پیش‌بینی 23 درصد از واریانس صمیمیت زناشویی بودند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر نشانگر اهمیت متغیرهای الگوهای حل تعارض، ذهن‌آگاهی، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و بهزیستی اجتماعی در تبیین صمیمیت زناشویی زنان است. بنابراین آموزش شیوه‌های صحیح حل تعارض و تمرینات ذهن‌آگاهی، ارائه حمایت کافی از سوی خانواده و افراد مهم زندگی و تقویت انگیزه رشد ابعاد اجتماعی شخصیت زنان، توصیه می‌شود.

نقش سبک‌های فرزند پروری والدین در پیش‌بینی رشد اجتماعی کودکان پیش‌دبستان 5 و 6 ساله

دوره 10، شماره 37، بهار 1399، صفحه 87-100

https://doi.org/10.22034/spr.2020.109698

آرزو ذکایی فر، توکل موسی زاده

چکیده
مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی نقش سبک‌های فرزند پروری والدین در پیش‌بینی رشد اجتماعی کودکان پیش‌دبستان 5 و 6 ساله انجام شده است. رشد و تکامل ابتدای کودکی یک پنجره فرصت برای ارتقاء سلامت است، بنابراین کیفیت مراقبت در این دوران نقش بسزایی در سلامت و رشد و تکامل مطلوب کودک دارد همچنین سن پیش دبستانی دوره مهمی برای رشد اجتماعی است.
روش: این پژوهش به روش همبستگی انجام شده است و رابطه بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان مقطع پیش دبستان مهدهای کودک شهر تهران (والدین کودکان مقطع پیش دبستانی) شامل 3 شهرستان تهران، ری و شمیرانات در سال تحصیلی 1398-1397 است که تـعداد 618 مهدکودک فعال را دارا می‌باشد.نمونه پژوهش شامل 236 نفر از کودکان و والدینشان با روش نمونه‌گیری تصـادفی خوشـه‌ای بود. افراد مورد پژوهش پرسشنامه سبک‌های فرزند پروری بامریند (1973) و پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند (1965) را تکمیل نمودند و داده‌های بدست آمده با نرم افزار spss و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون فرضیه‌های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میزان ضریب همبستگی مشاهده شده بین رشد اجتماعی و سبک‌های فرزندپروری والدین ارتباط دارد. از نظر آماری نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که ضریب همبستگی بین سبک‌های فرزندپروی سهل‌گیرانه و مقتدرانه با رشد اجتماعی در سطح معنـاداری 05/0p> مثبت و معنی‌دار است اما ضریب همبستگی پیرسون بین سبک فرزندپروری مستبدانه و رشد اجتماعی در سطح اطمینان 95 درصد رابطه معنی‌داری وجود ندارد. همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد، سبک فرزندپروری مقتدرانه در سطح معنی داری آزمون (0.0001) بهترین متغیر برای پیش‌بینی رشد اجتماعی کودکان است. با استناد به یافته‌های به دست آمده از این پژوهش می‌توان گفت، سبک‌های فرزندپروری یکی از پیش‌بینی کننده‌های مهم رشدی بویژه در حیطه اجتماعی کودکان است. لیکن تفاوتی که در این پژوهش با سایر پژوهش‌های انجام شده دارد، این است که نتایج ارتباط بین سبک سهل‌گیرانه و رشد اجتماعی را نشان می‌دهد.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های بدست آمده می‌توان نتیجه‌گیری کرد: زمانی که والدین در روش‌های تربیتی خود در مورد فرزندشان ثابت قدم هستند، رفتارهای ابراز وجود و اعتماد را به آنها ارائه می‌دهند، به گفته‌های کودکان خود گوش می‌سپارند و گفتگو با آنها را ترویج می‌دهند؛ همچنین روش انضباطی آنان توأم با گرمی، منطق و انعطاف پذیری است  و تا حدی به کودکان خود آزادی (سبک سهل‌گیرانه که در پژوهش های دیگر ارائه نگردیده است ) می دهند، کودکان رشد اجتماعی بیشتری را نشان می دهند.

پیش‌بینی گرایش به خیانت بر اساس ویژگی‌های شخصیتی و سبک های دلبستگی در افراد متأهل

دوره 8، شماره 31، پاییز 1397، صفحه 87-102

ابراهیم خیاط، یوسفعلی عطاری، امین کرایی

چکیده مقدمه: وقوع خیانت در هر خانواده‌ای موجب آسیب به بنیان آن شده که نتیجه آن فروپاشی و افزایش آسیب‌های اجتماعی است. هدف این پژوهش پیش‌بینی گرایش به خیانت بر اساس متغیرهای ویژگی‌های شخصیتی و سبک‌های دلبستگی در افراد متأهل بود.
روش: طرح پژوهش حاضر  توصیفی از نوع  همبستگی بود. نمونه آماری پژوهش شامل 250 نفر از زنان و مردان متأهل (125 زن  و 125 مرد) از جامعه متأهلین استان خوزستان که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند، بود.  ابزارهای پژوهش نیز شامل پرسشنامه‌های شیوه‌های رفتاری فارمن و وهنر، پنج عاملی نئو کاستا و مک‌کری و مسائل رابطه‌ای بوکات بود و و در نهایت داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند.
یافته‌ها: این پژوهش نشان داد که بین تمام متغیرهای پیش‌بین (سبک‌های دلبستگی‌، ویژگی‌های شخصیتی) و مؤلفه‌های آن‌ها (به جز مؤلفه ویژگی شخصیتی گشودگی که معنی‌دار نبود) با گرایش به خیانت دارای رابطه معنی‌داری در سطح  0001/0 >p بودند. همچنین در ضرایب همبستگی چندگانه متغیرهای پیش‌بین (ویژگی‌های شخصیتی و سبک‌های دلبستگی) با گرایش به خیانت زناشویی افراد متأهل با روش ورود همزمان و مرحله‌ای مقدار R2 نشان داد، 29 درصد از واریانس گرایش به خیانت زناشویی شهروندان متأهل توسط متغیرهای یاد شده تبیین می‌شود.
نتیجه‌گیری:  بر اساس یافته پژوهش می‌توان بیان کرد،  ویژگی وجدانی بودن، سبک دلبستگی اضطرابی، ویژگی روان‌رنجوری و سبک دلبستگی ایمن به‌ترتیب پیش‌بینی‌کننده‌های خوبی برای گرایش به خیانت زناشویی می‌باشند.

مقایسه اثر بخشی درمان مبتنی بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیک بر پرخاشگری، رفتار های خود آسیب رسان و خود تنظیمی هیجانی نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت شهر تهران

دوره 11، شماره 41، بهار 1400، صفحه 31-58

https://doi.org/10.22034/spr.2021.253334.1579

ارمغان دماوندیان، فاطمه گلشنی، مجید صفاری نیا، آنیتا باغداساریانس

چکیده این پژوهش با هدف مقایسه اثر بخشی درمان مبتنی بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر پرخاشگری، رفتار های خود آسیب رسان و خود تنظیمی هیجانی نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت شهر تهران انجام شد.
روش این پژوهش، شبه آزمایشی، طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مددجویان ساکن کانون اصلاح و تربیت شهر تهران در سال 98 بود. نمونه مورد مطالعه این پژوهش 30 مددجوی مقیم کانون اصلاح و تربیت شهر تهران بود. از سیاهه ی خود گزارشی رفتارهای خود-آسیب رسان کلونسکی و گلن (2009)، پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان (2010) و پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992) در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد؛ برنامه آموزشی متمرکز بر شفقت طی 12 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای یک جلسه اجرا شد. برنامه مداخله رفتار درمانی دیالکتیکی نیز طی 12 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای 1 جلسه اجرا شد. از طرح تحلیل واریانس مختلط با اندازه‌گیری مکرر جهت تحلیل اطلاعات در نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.
نتایج پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت و رفتار درمانی دیالکتیکی به صورت پایدار موجب کاهش پرخاشگری شده است. اما در اثر بخشی دو روش مداخله، تفاوتی مشاهده نشد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت، موجب بهبود کارکرد های درون فردی و بین فردی رفتار های خود آسیب و مولفه سازگاری و تحمل خود تنظیمی هیجانی شده است.

کاوشی کیفی از علل و زمینه‌های شکل‌گیری چندهمسری مردان

دوره 9، شماره 34، تابستان 1398، صفحه 63-82

قاسم اسمعیلی، سیدعلیرضا افشانی، محمدحسین فلاح، سعید وزیری

چکیده مقدمه: یک مسئله اجتماعی در زمان واحد در جوامع مختلف، صورت‌های مختلف پیدا می‌کند، در جامعه و سرزمینی پذیرفته و پسندیده است و در جامعه‌ای دیگر رد و ناپسند می‌گردد. مسئله چندهمسری یا تعدد زوجات از مسائل اجتماعی و فرهنگی است که علل و زمینه‌های شکل‌‌گیری آن در جوامع مختلف، متفاوت خواهد بود. هدف مقاله حاضر، شناخت علل و زمینه‌های شکل ‌گیری چندهمسری مردان در شهرستان سراوان بوده است.
روش: تحقیق از نظر روش، کیفی از نوع نظریه زمینه‌ای بوده و مشارکت‌کنندگان با توجه به هدف مطالعه از میان جامعه در دسترس یعنی مردان دارای بیش از یک همسر در شهرستان سراوان به طور هدفمند انتخاب شدند و اطلاعات به وسیله مصاحبه نیمه‌ساختار یافته جمع‌آوری گردید. مصاحبه‌ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته که پس از مصاحبه با چهارده نفر به اشباع نظری رسیده و جهت اطمینان بیشتر، مصاحبه‌ها را تا 17 نفر ادامه داده و متن مصاحبه‌ها روی کاغذ پیاده و کدگذاری انجام و اطلاعات تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که عوامل تشکیل‌دهنده چندهمسری شامل 10 مقوله اصلی و یک مقوله هسته با عنوان «برانگیختگی روانی اجتماعی» است که در قالب مدل پارادایمی و خط داستان ارائه شدند. نتایج تحقیق نشان داد که ازدواج سنتی و غرایز جنسی به عنوان شرایط علی، مقصرانگاری همسر اول، نمای مذهبی، دو اقامت‌گاهی و تسهیل‌گری خانوادگی به عنوان شرایط مداخله‌گر، نمایش اقتدار، بسترهای آزادتعاملی، دلبستگی و توانایی مالی به عنوان شرایط زمینه‌ای باعث بروز پدیده برانگیختگی روانی اجتماعی خواهد شد که در نهایت، استراتژی «گذار پُر گداز عینی و ذهنی از همسر اول» را بوجود می‌آورد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد نگرش‌های مذهبی در کنار مسایل مالی و بسترهای اجتماعی مطلوب، مهم‌ترین علل شکل‌گیری چندهمسری در بین مردان مورد مطالعه است.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر میزان توجه و پرخاشگری در کودکان زیر دوازده سال

دوره 10، شماره 40، زمستان 1399، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/spr.2021.127711

علی لهاک، جوانشیر اسدی

چکیده مقدمه: هدف این پژوهش بررسی تأثیر ذهن‌آگاهی بر میزان توجه و پرخاشگری کودکان زیر دوازده سال شهر تهران بود.
روش: روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را کلیه کودکان 8تا12 ساله شهر‌تهران که به دلیل پرخاشگری و مشکلات نقص توجه و توسط مدیران مدارس به مرکز مشاوره تصویر در سال 1398 ارجاع شدند، تشکیل می‌دادند که از بین آنها 24نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس در دو گروه آزمایش و گروه گواه(12نفر گروه آزمایش و 12نفر گروه گواه) به صورت تصادفی قرار گرفتند. برنامـه ذهن‌آگاهی بر آزمودنی‌های گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای به صـورت یـکبـار در هفته اجرا شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه‌های پرخاشگری کودکان واحدی و همکاران و آزمون توجه رابرتسون و همکاران استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل-کوواریانس چندمتغیری(MANCOVA) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد ذهن‌آگاهی بر میزان توجه و پرخاشگری در کودکان زیر دوازده سال شهر تهران موثر بود(001/0>p). همچنین ذهن‌آگاهی بر توجه پایدار، توجه انتخابی، کنترل توجه و بر مولفه‌های پرخاشگری شامل: کلامی، فیزیکی، رابطه‌ای و تکانشی موثر بود(001/0>p).
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که بکارگیری فنون ذهن‌آگاهی سبب بهبود مشکلات توجه و کاهش پرخاشگری کودکان می‌شود. به‌نظر می‌رسد افکار و هیجانات منفی، رشد نایافتگی‌ها و مشکل در برقراری ارتباط با دیگران و سطوح بالای استرس در سازگاری با محیط به واسطه تمرین‌های ذهن‌آگاهی کاهش یافته و به دنبال آن مهارت صحیح مدیریت رفتارها و افکار خوشایند در کودکان افزایش می‌یابد.

ابر واژگان